حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

از آدم تا خاتم

کرد ابراهیم بر پا کعبه را

قلب توحید جهان و قبله را

کعبه تنها شکل اندر هندسه

شش مربع شش جهت بر تسویه

هست کعبه سمبل ذات خدا

کل اضلاعش بود یکسان ترا

هر کجا که رو بگردانید شما

راست بینید جلوه ی روی خدا

تا که فرمان آمد ابراهیم را

ذبح کن اینک تو اسماعیل را

او اجابت کرد فرمان اله

برد فرزندش بسوی قتلگاه

آمدش شیطان با مکر و ریا

رمی کرد او را سه بار با بانگ لا

پس نهاد تیغ بر گلو فرزند را

تا کند ذبح کودک دلبند را

وحی آمد ای خلیل ماهلا

تو شدی پیروز در این ابتلا

بعد از این از نسل فرزند تو ما

همچنان بیرون کشانیم انبیا

چون که ابراهیم بتها را شکست

هم بت نمرود و شیطان را شکست

هم بت نفس و نهان خویش را

بت شکن شد او زمان خویش را

 محمد جواد شفیعیان

((قدر انسان))

((قدر انسان))

خیز ای انسان از این خواب گران

جانب دنیای بیداری بران

در شب قدری تو قدر خود شناس

قدرت پنهان و بدر خود شناس

تا به کی غافل زقدر خویشتن

تا به کی سافل زصدر خویشتن

ای فراتر از ملک پرواز کن

بند خود خواهی زجانت باز کن

در شبی آرام و رویائی نشین

با نگاهی پاک و دریایی ببین

در میان آینه آدم نگر

اوج او در حضرت خاتم نگر

بس ملائک آمده سر جمع او

همچو پروانه به دور شمع او

ایستاده بر بلندای زمان

زیر آبی بلند آسمان

سر بلند و با شکوه و قهرمان

آمده بیرون از هر امتحان

علم الا سما ء را نیکو گرفت

پاسخش آورد ملک را در شگفت

پس ملائک جملگی در پیش او

نازل و ساجد نگر بر خویش او

هان کنون باید تو چون آدم شوی

همره معراج با خاتم شوی

ای مقام قاب قوسین ت مجال

هان مده از دست حظ این کمال

گر شناسی تو شبی قدر وجود

بس ملک آرد به سوی تو سجود

چون شب قدرت دگرگون حال شد

بهتر از هشتاد و اندی سال شد

آن شبت تا مطلع الفجرت سلام

پس سخن کوتاه باید و السلام

((شعر از زنده یاد استاد محمد جواد شفیعیان))

از آدم تا خاتم

از آدم تا خاتم

بشنو تاریخت ..حکایت می کند

از غم دوران شکایت می کند

کز نخستین دم..که آدم شد..پدید

قصه های تلخ و شیرین آفرید

بود آدم در بهشت..آرام و رام

می زدی گام همچو کبک خوشخرام

می وزید باد بهاران در برش

سایه های بید مجنون..بر سرش

زیر پایش..مخمل سبز چمن

پیش دستش..دسته های یاسمن

در کنارش چشمه های خوشگوار

در جوارش رشته های جویبار

بر فرازش طوطیان و بلبلان

از میان شاخساران..نغمه خوان

 

مر ملائک را خطاب آمد که من

خلق خواهم کرد خلقی این زمن

او خلیفه ی من بود اندر زمین

بر همه مخلوق من باشد مهین

پس ملائک ..جملگی گفتند ما

حمد می گوییم ترا اندر سما

او کند سفک دماء و هم فساد

پیش گیرد..شیوه ی کفر و عناد

گفت..رازی هست..اندر این هما

راز آنرا من بدانم ..نی شما

راست کردی قالبش را در زمان

پس دمید از روح خود ..در قلب آن

گفت..ملائک را که آنک اسجدوا

جملگی تان سجده برده پیش او

جملگی شان..سجده کرده..بی امان

غیر ابلیس..کو ابا کردی از آن

گفت..من از آتشم..او از لجن

خلقت او نیستی..برتر زمن

پس ابا کردی و استکبار او

ارزش خود را ..نمودی خوار او

او..بدیدی قالب آدم عیان

او ..ندیدی قلب  را در آن میان

او..گل آدم بدیدی..نی دلش

او تنش دیدی..ندیدی منزلش

او..تراب و طین و صلصالش بدید

او..نفخت فیه من روحی ندید

او..بدیدی پایگاه سافلین

او..ندیدی جایگاه عارفین

این گل خشک ترک خورده مبین

آن ((گل)) شاداب جان او ببین

او..بدیدی صورت قابیلیان

او..ندیدی سیرت هابیلیان

او..بدیدی کبر نمرود شمن

او..ندیدی آن خلیل بت شکن

قسمتی از مثنوی از آدم تا خاتم از آثار استاد زنده یاد محمد جواد شفیعیان

خرد و بینش و رشد دانایی در انسان

خرد و بینش و دانایی در انسانی که بجوید بکوبد درست اندیشد به افزایش و کمال گرفتن بهتر و ظرف تفکر انسان بازتر و روش و عملکردش نیکوتر میشود. زیرا انسان در بستر رشد معنوی هست که افزانتر از قبل و بهتر از روز قبلش شود. معنویت درست بینی معنویت درست اندیشیدن در حکمت ها و اسرار الهی در ظرف عظیم دریای دانش خداوند بر انسان در حکمت ها. دانش ها. خیر اندیشیدن ها. خوبی کردن.اما  این راه و روش درست هست که دیگری و دیگران را به خرد و دانایی بیشتر رهنمون میکند و  آنچه درست انجام شود مزرعه درستی را بارور میکند. اما آنچه که در بی دانشی انجام شود در بی دانشی بیهودگی هست.

بینش و تفکر یعنی اینکه ما مسئله ای را خوب ببینیم.و در آن تفکر کنیم.تفکر چرا مهمست.زیرا باعث میشود تشخیص بدهیم.مطالعه چرا خوبست زیرا ربط ها را بدرستی میفهمیم.بینش مهمست.چگونه چطور چرا؟وقتی چگونه/بینش  را باز کرد جواب ها درست میشود؟پازل ها چینش درست خواهد داشت.مطالعه دقیق.بینش صحیح.کاری را درست تشخیص دادن.تفکر در آن کار./زیرا تفکر ما به ما میگوید چرا میبینیم و چرایی آن به جواب میرساند ما را/جمع کارهایی که میبینیم./و اندازه آن/جواب درست را به ما میدهد.که چه کسی چه کاری انجام میدهد.و در آن کار در چه سطحی هست.ایا نویسنده خوبیست.توانایی نویسندگی او چقدر هست.آیا شاعر خوبیست توانایی شعر سرایی او در چه سطح هست.آیا های دیگر در هر کاری میزان توانایی های آن فرد و قضاوت ما درباره اینکه او چگونه مثلان نویسنده ای هست.از خوانش داستان یا شعر یا کار او به ما میزان توانایی آن شخص را بازگو میکند.خب میتوان گفت نویسنده عالیست.نویسنده خوبست.نویسنده ای که باید تمرین بیشتر کند.و... پس تفکر بر توانایی های انسانها هست که میتواند در مورد کار او به ما پاسخ دهد.چون مثلان کتاب او را خواندیم.مثال کتاب یا نوشته داستان و... بعد از خواندن کامل میتوانیم بگوییم این کتاب داستان یا شعر و... چگونه بوده.اما نخوانده  نمیشود قضاوت کرد./و یا منتظر اثر بعدی او شدن.بهتر شدن یک فرد میتواند به ما بگوید او در آن کار در حال ارتقا یا پیشرفت هست و توانایی او در چه سطحی از آن کار هست.قضاوت صحیح یعنی عجله نکردن.و درست اندیشیدن هست.

/ارزشهای متفاوت ,یافتن های متفاوت/

در قلمروی وحش طاووسی به کلاغی بنگشت

از بر کلاغ سیاهی بدیدو حالش بد گشت

کلاغ بگفتای که من از سیاهی دارم  پرگشودن آسان

ای طاووس سنگینی تو و زیبایی تو  هر چند زیبا

اما پر تو پر پرواز سبک نیست چو من

طاووس بگشت زهمی فکر که او چه پر سبکتر از من دارد

و همینجور بلبلی گشت شیدا میخواند آواز همی چون زیبا

که غورباقه گفت چه صدایی داری بهبه چه خوش آوازی داری

گفت من ندارم زتو چون این صدای زیبا

بلبل به او گفت که پرشت هم زیبا

چو بجستن تو کنی در برکه

ماهیانو ببینی در بر آب زیبا

گفت منم بلبل سرگشته زکوهو صحرا

گاه در چنگ قفس کنم صدایی زیبا

اینست که هر کسی زبهره دارد 

گاه خود دریافتنی از درونی زیبا گاه صدایی زیبا گاه تفکر زیبا

آدمی گر بخود از خود نگرد در درونش بگردد الماس

گوهر خود چو زیبا بکند از حسد مبرا بکند

وز غرور کاذب خودداری بکند گنج درونی دارد زیبا

گر بیابد درونش گوهرش را چندان

اشرف مخلوقات خدا هست انسان

آدمی گر رود از سوی انسان شدن

تبلور بکند چون کمالش زیبا

گردد گنج درونش پیدا

ارزشی چون تابان