حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور پنجاه و ششم

مزمور پنجاه و ششم

1.                 برای سالار مغنیان بر یونَت اِلِم در بلاد دور، میختام داوید وقتی که پلیشتی‌ها او را در گِت گرفتند

2.                 ای خد.ا بر من رحم فرما، زیرا که انسان من را به شدت تعقیب می‌کند تمامی روز جنگ کرده من را اذیت می‌نماید

3.                 دشمنانم تمامی روز من را به شدت تعقیب می‌کنند، زیرا که بسیاری با تکبر با من می‌جنگند

4.                 هنگامی که ترسان شوم، من بر تو توکل خواهم داشت

5.                 در خد.ا کلام او را خواهم ستود، بر خد.ا توکل کرده، نخواهم ترسید، انسان به من چه می‌تواند کرد

6.                 هر روزه سخنان من را منحرف می‌سازند، همة فکرهای ایشان دربارة من بر شرارت است

7.                 ایشان جمع شده کمین می‌سازند، بر قدم‌های من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند

8.                 آیا ایشان به سبب شرارت خود نجات خواهند یافت، ای خد.ا امت‌ها را در غضب خویش بینداز

9.                 تو آوارگی‌های من را تقریر کرده‌ای، اشکهای من را در ذخیره‌دان خود بگذار، آیا این در دفتر تو نیست

10.            آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانید، این را می‌دانم زیرا خد.ا با من است

11.            در خد.ا کلام او را خواهم ستود، در خد.اوند کلام او را خواهم ستود

12.            بر خد.ا توکل دارم پس نخواهم ترسید، آدمیان به من چه می‌توانند کرد

13.            ای خد.ا نذرهای تو بر من است، قربانی‌های حمد را نزد تو خواهم گذرانید

14.            زیرا که جان من را از مرگ رهانیده‌ای، آیا پایهای من را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت، تا در نور زندگان به حضور خد.ا سالک باشم

مزمور شصت و دوم

مزمور شصت و دوم

1.                 برای یدوتون سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 جان من فقط برای خد.ا خاموش می‌شود، زیرا که نجات من از جانب اوست

3.                 او تنها صخره و نجات من است، و قلعة بلند من پس لغزش بزرگی نخواهم خورد

4.                 تا به کی بر مردی هجوم می‌آورید، تا همگی شما او را هلاک کنید، مثل دیوار خم شده و حصار لغزیده

5.                 در این‌باره فقط مشورت می‌کنند که او را از مرتبه‌اش بیندازند، و دروغ را دوست می‌دارند، به زبان خود ترویج می دهند و در دل خود لعنت می‌کنند سلاه

6.                 ای جان من فقط برای خد.ا خاموش شو، زیرا که امید من از وی است

7.                 او تنها صخره و نجات من است، و قلعة بلند من تا نلغزم

8.                 بر خد.است نجات و جلال من، صخرة قوت من و پناه من در خد.است

9.                 ای قوم همه وقت بر او توکل کنید، و دل‌های خود را به حضور وی بریزید، زیرا خد.ا پناهگاه ماست سلاه

10.            البته بنی‌آدم بطالت و بنی‌بشر دروغ‌اند، در ترازو بالا می‌روند زیرا جمیعاً از بطالت سبک‌ترند

11.            بر ظلم توکل مکنید و بر غارت مغرور مشوید، چون دولت افزوده شود دل در آن مبندید

12.            خد.ا یک‌بار گفته است و دوبار این را شنیده‌ام، که قوت از آن خد.است

13.            ای خد.اوند رحمت نیز از آن تو است، زیرا به هر کس موافق عملش جزا خواهی داد

مزمور شصت و سوم

مزمور شصت و سوم

1.                 مزمور داوید هنگامی که در صحرای یهودا بود

2.                 ای خد.ا تو خد.ای من هستی در سحر تو را خواهم طلبید، جان من تشنة تو است و جسم من مشتاق تو، در زمین خشکِ تشنة بی‌آب

3.                 چنان که در قدس بر تو نظر کردم، تا قوت و جلال تو را مشاهده کنم

4.                 چون که رحمت تو از حیات نیکوتر است، پس لب‌های من تو را تسبیح خواهد خواند

5.                 از این رو تا زنده هستم تو را متبارک خواهم خواند، و دست‌های خود را به نام تو خواهم برافراشت

6.                 جان من سیر خواهد شد چنان که از چربی و روغن، و زبان من به لبهای شادمانی تو را حمد خواهد گفت

7.                 چون تو را بر بستر خود یاد می‌آورم، و در پاس‌های شب در تو تفکر می‌کنم

8.                 زیرا تو مددکار من بوده‌ای، و زیر سایة بال‌‌های تو شادی خواهم کرد

9.                 جان من به تو پیوسته است، و یمین تو من را تأیید کرده است

10.            و اما آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد،‌ و در زمین فرو خواهند رفت

11.            ایشان به دم شمشیر سپرده می‌شوند، و نصیب شغال‌ها خواهند شد

12.            اما پادشاه در خد.ا شادی خواهد کرد، و هر که به او قسم خورد فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغ‌گویان بسته خواهد گردید

مزمور پنجاه و هشتم

مزمور پنجاه و هشتم

1.                 برای سالار مغنیان بر اَل تشخت، میختام داوید

2.                 آیا در حقیقت به عدالتی که گنگ است سخن می‌گویید، و ای بنی‌آدم آیا به راستی داوری می‌نمایید

3.                 بلکه در دل خود شرارتها به عمل می‌آورید، و ظلم دست‌های خود را در زمین از اندازه بیشتر می‌کنید

4.                 شریران از رَحِم منحرف هستند، از شکم مادر دروغ گفته گمراه می‌شوند

5.                 ایشان را زهریست مثل زهرمار، مثل افعی کَر که گوش خود را می‌بندد

6.                 که آواز افسون‌گران را نمی‌شنود، هرچند به مهارت افسون می‌کند

7.                 ای خد.ا دندانهایشان را در دهانشان بشکن، ای خد.اوند دندان‌های شیران را خورد بشکن

8.                 گداخته شده مثل آب بگذرند، چون او تیرهای خود را می‌اندازد، به موقع منقطع خواهند شد

9.                 مثل حلزون که گداخته شده می‌گذرد، مثل سِقط زن آفتاب را نخواهد دید

10.            قبل از آن که دیگ‌های شما آتشِ خارها را احساس کند، آنها را چه تر و چه خشک خواهد رُفت

11.            مرد عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود، پای‌های خود را به خون شریر خواهد شست

12.            و مردم خواهند گفت هر آینه ثمره‌ای برای عادلان هست، هر آینه خد.ایی هست که در جهان داوری می‌کند

مزمور پنجاه و نهم

مزمور پنجاه و نهم

1.                 برای سالار مغنیان بر ال‌تشخت، میختام داوید وقتی که شائول فرستاد که خانه او را کشیک بِکِشند تا او را بکُشند

2.                 ای خد.ایم من را از دشمنانم برهان، من را از مقاومت کنندگانم برافراز

3.                 من را از گناهکاران خلاصی ده، و از مردمان خونریز رهایی بخش

4.                 زیرا اینک برای جانم کمین می‌سازند، و زورآوران به ضد من جمع شده‌اند، بدون تقصیر من ای خد.اوند و بدون گناه من

5.                 بی‌تردید بر من می‌شتابند و خود را آماده می‌کنند، پس برای ملاقات من برانگیخته شو و ببین

6.                 اما تو ای خد.اوند خد.ای صوااُت خد.ای (بنی) اسرائیل، برانگیخته شده همة امت‌های (ظالم) را مکافات برسان، و بر خیانتکاران بدکار شفقت مفرما سلاه

7.                 شامگاهان بر می‌گردند و مثل سگ بانگ می‌کنند، و در شهر دور می‌زنند

8.                 از دهان خود بدی را فرو می‌ریزند، لب‌های ایشان چون شمشیرهاست، زیرا می‌گویند کیست که بشنود

9.                 و اما تو ای خد.اوند بر ایشان خواهی خندید، و تمامی امت‌های (ظالم) را استهزاء خواهی نمود

10.            (بخاطر) قدرت او به سوی تو انتظار خواهم کشید، زیرا خد.ا قلعة بلند من است

11.            خد.ای رحمت من پیش روی من خواهد رفت، خد.ا من را بر دشمنانم نگران خواهد ساخت

12.            ایشان را به قتل مرسان، مبادا قوم من فراموش کنند، ایشان را به قوت خود پراکنده ساخته به زیر انداز ، ای خد.اوند که سپر ما هستی

13.            به سبب گناهِ زبان و سخنان لب‌های خود، در تکبر خویش گرفتار شوند، و به عوض لعنت و دروغی که می‌گویند

14.            ایشان را فانی کن، در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خد.ا در یعقوب تا اقصای زمین سلطنت می‌کند سلاه

15.            و شامگاهان برگردیده مثل سگ بانگ زنند، و در شهر گردش کنند

16.            و برای خوراک پراکنده شوند، و سیر نشده شب را به‌سر برند

17.            و اما من قوت تو را خواهم سرایید، و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود، زیرا قلعة بلند من هستی، و در روز تنگی پناهگاه منی

18.            ای قوت من برای تو سرود می‌خوانم، زیرا خد.ا قلعة بلند من است و خد.ای رحمت من

حسام الدین شفیعیان-شعر /چای بریز/ چای بریز حال بیزندگی نامه حضرت محمد (ص) زندگی نامه حضرت