حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور سی و هشتم-مزمور پنجاه و یکم-مزمور پنجاهم

مزمور سی و هشتم

1.                مزمور داوید برای تذکر

2.                ای خد.اوند من را در غضب خود توبیخ منما، و در خشم خویش تادیبم مفرما

3.                زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته، و دست تو بر من فرود آمده است

4.                در جسم من به سبب غضب تو صحتی نیست، و در استخوان‌هایم به سبب خطای خودم سلامتی نی

5.                زیرا گناهانم از سرم گذشته است، مثل بارگران از طاقتم سنگین‌تر شده

6.                جراحات من متعفن و له شده است، به سبب حماقت من

7.                بخود می‌پیچیم و بی نهایت خمیده شده‌ام، تمامی روز مکدّر هستم

8.                زیرا کمر من از سوزش پر شده است، و در جسم من صحتی نیست

9.                من بی‌حس و بی‌نهایت کوفته شده‌ام، و از فغان دل خود نعره می‌زنم

10.           ای خد.اوند تمامی آرزوی من مدّنظر تو است، و ناله‌های من از تو مخفی نمی‌باشد

11.           دل من می‌طپد و قوّتم از من رفته است، و نور چشمانم نیز با من نیست

12.           دوستان و رفیقانم از بلای من به کناری می‌ایستند، و خویشان من دور ایستاده‌اند

13.           آنانی‌که قصد جانم دارند دام می‌گسترند، و بد اندیشانم سخنان فتنه‌انگیز می‌گویند، و تمام روز حیله را تفکر می‌کنند

14.           و اما من مثل کری نمی‌شنوم، و مانند گنگم که دهان خود را باز نکند

15.           و مثل کسی گردیده‌ام که نمی‌شنود، و کسی که بر زبانش حرفی نباشد

16.           زیرا که ای خد.اوند انتظار تو را می‌کشم، تو ای خد.اوند خد.ایم جواب خواهی داد

17.           چونکه گفته‌ام مبادا بر من شادی نمایند، و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند

18.           زیرا که من مستعد لغزش می‌باشم، و درد من همیشه پیش روی من است

19.           زیرا گناه خود را اعلام می‌نمایم، و بخاطر خطای خود نگران هستم

20.           اما دشمنانم زنده و زورآوراند، و آنانی که بی‌سبب بر من بغض می‌نمایند بسیاراند

21.           و آنانی که به عوض نیکی به من بدی می‌رسانند، بر من دشمنی می‌ورزند زیرا نیکویی را پیروی می‌کنم

22.           ای خد.اوند من را ترک منما، ای خد.ای من از من دور مباش

23.            و برای یاری من تعجیل فرما ای خد.اوندی که نجات من هستی

...

مزمور پنجاه و یکم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 وقتی که ناتان نبی بعد از در آمدنش به بَتشبَع نزد او آمد

3.                 ای خد.ا به حسب رحمت خود بر من رحم فرما، به حسب کثرت رأفت خویش گناهانم را محو ساز

4.                 من را از عصیانم به کلی شست‌وشو ده، و از گناهم من را طاهر کن

5.                 زیرا که من به معصیت خود اعتراف می‌کنم، و گناهم همیشه در نظر من است

6.                 به تو و به تو تنها گناه ورزیده، و در نظر تو بدی کرده‌ام، تا در کلام خود مصدق گردی، و در داوری خویش مزکی شوی

7.                 اینک در معصیت سرشته شدم، و مادرم در گناه به من آبستن گردید

8.                 اینک به راستی در قلب من ساکن هستی، پس حکمت را در باطن من به من بیاموز

9.                 من را با زوفا پاک کن تا طاهر شوم، من را شست‌وشو کن تا از برف سفیدتر گردم

10.            شادی و خرمی را به گوش من برسان، تا استخوان‌هایی که کوبیده‌ای به وجد آیند

11.            روی خود را از گناهانم بپوشان و همة‌ خطایای من را محو کن

12.            ای خد.ا دل طاهر در من بیافرین، و روح مستقیم در باطنم تازه بساز

13.            من را از حضور خود مینداز، و روح قدوس خود را از من مگیر

14.            شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد من را تأیید فرما

15.            آنگاه طریق تو را به خطاکاران تعلیم خواهم داد، و گناه‌کاران به سوی تو بازگشت خواهند نمود

16.            من را از خونریزی‌ها نجات ده ای خد.ایی که خد.ای نجات من هستی، تا زبانم به عدالت تو ترنم نماید

17.            خد.اوندا لب‌هایم را بگشا، تا دهانم تسبیح تو را اخبار نماید

18.            زیرا قربانی را دوست نداشتی و الّا می‌دادم، قربانی سوختنی را پسند نکردی

19.            قربانی‌های خد.ا روح شکسته است، خد.ایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواهی شمرد

20.            به رضامندی خود بر صیون احسان فرما، و حصارهای اورشلیم را بنا نما

21.            آنگاه از قربانی‌های عدالت و قربانی‌های سوختنی تمام راضی خواهی شد، و گوساله‌ها بر مذبح تو قربانی خواهند نمود

...

مزمور پنجاهم

1.                 مزمور آساف، خد.ا، خد.ا خد.اوند تکلم می‌کند، و زمین را از مطلع آفتاب تا به مغربش می‌خواند

2.                 از صیون که کمال زیبائیست، خد.ا تجلی نموده است

3.                 خد.ای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود، آتش پیش روی او می‌سوزاند، و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود

4.                 آسمان را از بالا می‌خواند، و زمین را تا قوم خود را داوری کند

5.                 مقدسان من را نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند

6.                 و آسمان‌ها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خد.ا خود داور است سلاه

7.                 ای قوم من بشنو تا سخن گویم، و ای (بنی‌) اسرائیل تا برایت شهادت دهم، که خد.ا خد.ای تو من هستم

8.                 دربارة قربانی‌هایت تو را توبیخ نمی‌کنم، و قربانی‌های‌ سوختنی تو دائماً در نظر من است

9.                 گوساله‌ای از خانة تو نمی‌گیرم، و نه بزی از آغل تو

10.            زیرا که جمیع حیوانات جنگل از آن من‌اند، و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند

11.            همة پرندگان کوه‌ها را می‌شناسم، و وحوش صحرا نزد من حاضرند

12.            اگر گرسنه می‌بودم تو را خبر نمی‌دادم، زیرا ربع مسکون و هر آنچه در اوست از آن من است

13.            آیا گوشت گاوان را بخورم، و خون بزها را بنوشم

14.            برای خد.ا قربانی تشکر را بگذران، و نذرهای خویش را به (خد.ای) متعال وفا نما

15.            پس در روز تنگی من را بخوان تا تو را خلاصی دهم، و من را تمجید بنمایی

16.            و اما به شریر، خد.ا می‌گوید، تو را چه کار است که فرائض من را بیان کنی و عهد من را به زبان خود بیاوری

17.            چون که تو از تأدیب نفرت داشته‌ای، و کلام من را پشت سر خود انداخته‌ای

18.            چون دزد را دیدی راضی شدی که با او (باشی)، و نصیب تو با زناکاران است

19.            دهان خود را به شرارت گشوده‌ای، و زبانت حیله را اختراع می‌کند

20.            نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی، و دربارة پسر مادر خویش غیبت گوئی

21.            این عمل را کردی و من سکوت نمودم، پس گمان بردی که من مثل تو هستم، لیکن تو را توبیخ خواهم کرد، و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد

22.            ای فراموش‌کنندگان خد.ا در این تفکر کنید، مبادا شما را نابود سازم و رهاننده‌ای نباشد

23.            هر که قربانی تشکر را گذراند من را تمجید می‌کند، و آن که طریق خود را راست سازد، نجات خد.ا را به وی نشان خواهم داد

مزمور پنجاه و هفتم

مزمور پنجاه و هفتم

1.                 برای سالار مغنیان بر اَل‌تَشخِت میختام داوید وقتی که از حضور شائول به پناهگاه فرار کرد

2.                 ای خد.ا بر من رحم فرما بر من رحم فرما، زیرا جانم در تو پناه می‌برد، و در سایة بالهای تو پناه می‌برم تا این بلایا بگذرد

3.                 نزد خد.ای تعالی آواز خواهم داد، نزد خد.ایی که همه چیز را برایم تمام می‌کند

4.                 از آسمان فرستاده من را خواهد رهانید زیرا تعقیب‌کنندة سخت من ملامت می‌کند سلاه، خد.ا رحمت و راستی خود را خواهد فرستاد

5.                 جان من در میان شیران است، در میان آتش‌افروزان می‌خوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزه‌ها و تیرهاست، و زبان ایشان شمشیر بُرنده است

6.                 ای خد.ا بر آسمان متعال شو، و جلال تو بر تمامی جهان (است)

7.                 دامی برای گام‌هایم مهیا ساختند، و جانم خم گردید، چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانشان افتادند سلاه

8.                 دل من مستحکم است خد.ایا دل من مستحکم است، سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود

9.                 ای جلال من بیدار شو ای بربط وعود بیدار شو، صبحگاهان را من بیدار خواهم کرد

10.            ای خد.اوند تو را در میان امت‌ها حمد خواهم گفت، تو را در میان قوم‌ها تسبیح خواهم خواند

11.            زیرا رحمت تو تا آسمان‌ها عظیم است، و راستی تو تا افلاک (مستدام است)

12.            خد.ایا بر آسمانها متعال شو، و جلال تو بر تمامی جهان (مستولی است)

عکاس-حسام الدین شفیعیان

مزمور پنجاه و هشتم

مزمور پنجاه و هشتم

1.                 برای سالار مغنیان بر اَل تشخت، میختام داوید

2.                 آیا در حقیقت به عدالتی که گنگ است سخن می‌گویید، و ای بنی‌آدم آیا به راستی داوری می‌نمایید

3.                 بلکه در دل خود شرارتها به عمل می‌آورید، و ظلم دست‌های خود را در زمین از اندازه بیشتر می‌کنید

4.                 شریران از رَحِم منحرف هستند، از شکم مادر دروغ گفته گمراه می‌شوند

5.                 ایشان را زهریست مثل زهرمار، مثل افعی کَر که گوش خود را می‌بندد

6.                 که آواز افسون‌گران را نمی‌شنود، هرچند به مهارت افسون می‌کند

7.                 ای خد.ا دندانهایشان را در دهانشان بشکن، ای خد.اوند دندان‌های شیران را خورد بشکن

8.                 گداخته شده مثل آب بگذرند، چون او تیرهای خود را می‌اندازد، به موقع منقطع خواهند شد

9.                 مثل حلزون که گداخته شده می‌گذرد، مثل سِقط زن آفتاب را نخواهد دید

10.            قبل از آن که دیگ‌های شما آتشِ خارها را احساس کند، آنها را چه تر و چه خشک خواهد رُفت

11.            مرد عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود، پای‌های خود را به خون شریر خواهد شست

و مردم خواهند گفت هر آینه ثمره‌ای برای عادلان هست، هر آینه خد.ایی هست که در جهان داوری می‌کند

قرآن کریم-سوره ی آل عمران چون فرشتگان مریم را گفتندعکاس-حسام الدین شفیعیان

مزمور چهل و پنچم

مزمور چهل و پنچم

1.                 برای سالار مغنیان بر شوشنیم، قصیدة بنی‌قورح، سرود حبیبات

2.                 دل من به کلام نیکو می‌جوشد، انشاء خود را دربارة پادشاه می‌گویم زبان من چون نویسنده ماهر است

3.                 تو جمیل‌تر هستی از بنی‌آدم و وقار بر لب‌های تو ریخته شده است، بنابراین خد.ا تو را مبارک ساخته است تابه‌ابد

4.                 ای توانگر شمشیر خود را بر بالای خود ببند، یعنی جلال و کبریایی خویش را

5.                 و به کبریایی خود سوار شده غالب شو به خاطر حقیقت و تواضع وصداقت (ات) هدایت خواهی شد که با یمینت (اعمال) مهیب (انجام دهی)

6.                 به تیرهای تیز تو امت‌ها زیر (پای) تو می‌افتند، و (این تیرها) به دل دشمنان پادشاه فرو می‌رود

7.                 ای خد.ا تخت تو تا به ابد است، راستی سلطنت تو است

8.                 عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی، بنابراین خد.ای تو، تو را به روغن شادمانی بیش‌تر از رفقایت مسح کرده است

9.                 همة رخت‌های تو مّر و عود و سلیخه است، از قصرهای عاج که (خارج می‌شدی) به تارها تو را خوش ساختند

10.            (در بین) دختران پادشاهان (که) از زنان نجیب تو هستند، ملکه به دست راستت (مزین) به طلای اوفیر ایستاده است

11.            ای باکره بشنو و ببین و گوش خود را فرادار، و قوم خود و خانة پدرت را فراموش کن

12.            تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود، زیرا او خد.اوند تو است پس او را عبادت نما

13.            و دختر صور با ارمغانی، و دولتمندان قوم رضامندی تو را خواهند طلبید

14.            دختر پادشاه همیشه در اندرون (قصر) بلند مرتبه است، و رخت‌های او با طلا مرصع است

15.            به لباس آراسته نزد پادشاه حاضر می‌شود، دوشیزگان همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد

16.            به شادمانی و خوشی آورده می‌شوند، و به قصر پادشاه داخل خواهند شد

17.            به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود، و ایشان را بر تمامی جهان سروران خواهی ساخت

18.            نام تو را در همة جهان ذکر خواهم کرد، پس قوم‌ها تو را حمد خواهند گفت تا به ابد

/سکوت نهنگ ها/ قدم هایتان را آهسته بردارید

مزمور چهل و ششم

مزمور چهل و ششم

1.                 برای سالار مغنیان، سرود بنی‌قورح بر علاموت

2.                 خد.ا ملجا و قوت ماست، و مددکاری که در تنگیها فوراً یاری می‌رساند

3.                 پس نخواهیم ترسید اگرچه جهان دگرگون گردد، و کوه‌ها در قعر دریا به لرزش آید

4.                 اگر چه آب‌هایش بخروشند و به جوش آیند، و کوه‌ها از سرکشی آن متزلزل گردند سلاه

5.                 نهری ‌است که شعبه‌هایش شهر خد.ا را فرح‌ناک می‌سازد، و مسکن قدوس (خد.اوند) متعال را

6.                 خد.ا همراه اوست پس لغزش نخواهد خورد، خد.ا او را یاری خواهد کرد در طلوع صبح

7.                 امت‌ها خروشیدند و مملکت‌ها لغزیدند، (چون) او آواز خود را داد پس جهان گداخته گردید

8.                 خد.ای “صوااُت” با ماست، و خد.ای یعقوب قلعة بلند ما سلاه

9.                 بیایید کارهای خد.اوند را نظاره کنید، که چه خرابی‌ها در جهان گذارد

10.            او جنگ‌‌ها را تا اقصای جهان فیصله می‌دهد، کمان را می‌شکند و نیزه را قطع می‌کند و عرابه‌‌ها را به آتش می‌سوزاند

11.            باز ایستید و بدانید که من خد.ا هستم، در میان امت‌ها متعال و در جهان متعال خواهم شد

12.            خد.ای “صوااُت” با ماست، و خد.ای یعقوب قلعة‌ بلند ما سلاه