حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

سوره زمر-یونس-انعام-نساء

سوره زمر

ولیکن کیفر زشتی و بدکاریها که برای کسب مال انجام دادند به آنها رسید و ستمکاران از این مردم به زودی کیفر کردارشان را خواهند یافت و هرگز از قهر قدرت خدا رهایی نمی یابند.

سوره یونس

ای رسول حکایت نوح را بر اینان بازگو که به امتش گفت ای قوم اگر شما بر مقام رسالت و اندرز من به آیات خدا تکبر و انکار دارید و در مقام حسد و آزار من بر می آیید من تنها به خدا توکل میکنم و از شر شما به او پناه می برم شما هم به اتفاق بتان و خدایان باطل خود هر مکر و اندیشه باطل دارید به کار برید.


سوره انعام

بگو ای پیغمبر چه خواهید کرد اگر عذاب خدا شما را به ناگاه پنهان یا آشکار در رسد آیا کسی به جز گروه ستمکار هلاک خواهد شد.


سوره نساء

مردم خیانتکار در کار خیانت از خلق شرم میکنند و از خدا نمی کنند و شبانگاه که سخنانی نادرست و ناپسند برای اتهام خلق در دل می اندیشند خدا در آن حال هم با آنهاست و خدا به هر چه کنند آگاه است.

سوره اعراف-نساء-آل عمران

سوره اعراف

هر قومی را دوره ای و اجل معینی است که چون فرا رسید لحظه ای مقدم و موخر نتواند کرد.


سوره نساء

و باید بندگان از مکافات عمل خود بترسند و با یتیمان مردم نیک رفتار باشند کسانی که می ترسند بمیرند و کودکان ناتوان از آنها باقی ماند و زیر دست مردم شوند پس باید از خدا بترسند و سخن با صلاح و درستی در حق ایتام مردم گویند و راه عدالت پویند.



سوره آل عمران

ای اهل کتاب چرا حق را به باطل مشتبه سازید تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش کنید در صورتی که به حقانیت آن آگاهید.


حضرت محمد (ص)


پیامبر (ص) در سال هفتم هجرت تصمیم به دعوت فرمانروایان و پادشاهان ممالک اطراف گرفت. سپس نامه هایی به امپراتور روم شرقی، نجاشی و نیز امیر غسانیان شام و امیر یمامه فرستاد. در همین سال پیامبر (ص) بر یهودیان خیبر پیروز شد که پیش از آن چندین بار با دشمنان بر ضد او هم پیمان شده بودند و آن حضرت از جانب ایشان آسوده خاطر نبود، قلعه خیبر که در نزدیکی مدینه واقع شده بود‌، به تصرف مسلمانان در آمد و پیامبر (ص) پذیرفت که یهودیان به کار زراعت خویش در آن منطقه ادامه دهند و هر سال از محصول خود بخشی به مسلمانان بپردازند، پیامبر (ص) به مدینه بازگشت، اما گسیل داشتن سپاهیان و کاروانها به اطراف و اکناف ادامه داشت.عکاس-حسام الدین شفیعیان ===================== قرآن کریم-سوره ی

در سال هشتم هجرت قریشیان پیمان خود را شکستند و شبانگاه بر طایفه‌ای که با مسلمانان هم پیمان بودند، هجوم بردند. بدین سبب، پیامبر (ص) با سپاهی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد. ابوسفیان، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی پیامبر (‌ص)، نزد آن حضرت آمد و اظهار اسلام کرد و پیامبر (ص) خانه او را جایگاه امن قرار داد. لشکر اسلام بی‌مقاومتی وارد مکه شد و پیامبر ‌(ص) بلافاصله فرمان عفو عمومی صادر کرد و خود به درون کعبه شد و خانه را از بتان پاک فرمود. آن گاه بر بلندی صفا نشست و همگی مردم با او دست بیعت دادند.

هنوز 15 روز از اقامت پیامبر (ص) در مکه نگذشته بود که برخی از طوایف پرشمار و مسلمان نشده جزیره العرب بر ضد آن حضرت متحد شدند. پیامبر (ص) با لشکری انبوه از مسلمانان از مکه بیرون آمد و چون به جایی به نام حنین رسید، دشمنان که در دره‌های اطراف کمین کرده بودند، به تیراندازی پرداختند. شدت تیرباران چنان بود که سپاه اسلام روی به عقب نهاد، گروهی اندک بر جای ماندند، ولی سرانجام گریختگان نیز بازگشتند و بر سپاه دشمن هجوم بردند و آن ها را شکست دادند.

در تابستان سال نهم هجرت به پیامبر (ص) خبر رسید که رومیان لشکری ساخته اند و قصد حمله به مدینه دارند . پیامبر (ص) و مسلمانان به مقابله رفتند تا به تبوک رسیدند، ولی جنگی رخ نداد و پیامبر (ص) پس از عقد پیمانهایی با قبایل آن حدود به مدینه بازگشت. پس از این ماجرا که به غزوه تبوک شهرت یافت. 

در اوایل سال 11 هجرت بیماری و رحلت پیامبر (ص) پیش آمد. وفات پیامبر (ص) در 28 صفر سال 11 هجرت، یا به روایتی در 12 ربیع الاول همان سال در 63 سالگی روی داد. در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه (ع) کسی زنده نبود. دیگر فرزندانش، از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات پیامبر‌ (ص) به دنیا آمد، همگی در گذشته بودند. پیکر مطهر پیامبر (ص) را امام علی (ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه‌اش ( که اینک داخل در مسجد مدینه است) به خاک سپردند.

حضرت محمد (ص)

رخ زتابان زتابان گذری گذر از هر گذری تا گذریعکاس-حسام الدین شفیعیان




۱۴ نفر از قریش نزد پیامبر(ص) آمدند و گفتند یا محمد هر پیامبرى براى اثبات نبوت خود، داراى معجزه‌اى بود. ما می‌خواهیم معجزه‌اى از جانب تو براى ما آشکار شود.

معجزه، از مصدر «اعجاز» به معناى درماندگى، ناتوانى و نیز پایان هر چیز است. (معجم مقاییس اللّغة، ج 2، ص221) اعجاز، به معناى ناتوان کردن یا ناتوان یافتن دیگرى است. بنابراین در اصطلاح، عملی است که از سوی برگزیدگان الهی صادر می‌شود، به گونه‌ای که سایرین از انجام چنین عملی عاجزند. امام صادق علیه‌السلام درباره علت عطای معجزه به انبیا و برگزیدگان الهی فرمود: لِیَکُونَ دَلِیلًا عَلَى صِدْقِ مَنْ أَتَى بِهِ وَ الْمُعْجِزَةُ عَلَامَةٌ لِلَّهِ لَایُعْطِیهَا إِلَّا أَنْبِیَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ حُجَجَهُ لِیُعْرَفَ بِهِ صِدْقُ الصَّادِقِ مِنْ کَذِبِ الْکَاذِب‏؛ براى آنکه دلیل بر صدق و راستى گفتار ایشان باشد، و معجزه علامت و نشانه‌‏ای است که خداوند عطا نمی‌فرماید مگر به انبیا و رسل و حجج خود، تا درستى گفتار راستگو و دروغ دروغگو شناخته شود.» (علل الشرائع، ج‏1، ص122) از این جهت یکی از صادره‌های منسوب به پیامبر(ص) و اهل‌بیت وحی علیهم‌السلام، معجزاتی است که به‌مناسبت‌های مختلف از سوی ایشان صورت می‌گرفت


یکی از یاران امام صادق علیه‌السلام از آن حضرت نقل می‌کند که 14 نفر در شب چهاردهم ماه ذی‌الحجه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند؛ گفتند: یا محمد هر پیامبرى براى اثبات نبوت خود، داراى آیت و معجزه‌اى بوده است. ما می‌خواهیم که معجزه‌اى از جانب تو براى ما آشکار شود. پیامبر گفت: مقصود شما از این گفتار چیست؟ مَا الَّذِی‏ تُرِیدُون‏? گفتند اگر نزد خداى خود داراى قدر و منزلتی، فرمان بده تا ماه به دو نیمه شود. پس از این درخواست، جبرئیل نزد پیامبر آمد و گفت: یا محمد، خداوند بر تو سلام و درود فرستاده و گوید: من هر چیزى را در فرمان تو قرار داده‌ام؛ سپس پیامبر سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و فرمان داد تا ماه به دو نیمه شود پس از این فرمان ماه به دو نیمه شد. پیامبر سجده شکر بر جاى آورد و اصحاب که با وى بودند نیز سجده کردند. فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ ع وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ: إِنِّی قَدْ أَمَرْتُ کُلَّ شَیْ‏ءٍ بِطَاعَتِکَ، فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَأَمَرَ الْقَمَرَ أَنْ یَنْقَطِعَ قِطْعَتَیْنِ، فَانْقَطَعَ قِطْعَتَیْنِ فَسَجَدَ النَّبِیُّ ص شُکْراً لِلَّهِ- وَ سَجَدَ شِیعَتُنَا.


سپس پیامبر سر خویش را از سجده برداشت و دوباره به طرف آسمان بلند کرد. اصحاب نیز همان عمل را انجام دادند؛ سپس پیامبر خواست که ماه به صورت اول خود برگردد. ماه نیز به حالت اول خود بازگشت، سپس آن 14 نفر گفتند یا محمد موقعى که مسافران ما از یمن و شام باز آیند. از آن‌ها سؤال خواهیم کرد که آیا چنین منظره‌اى را در آن ممالک دیده‌اند یا نه؟ اگر بگویند که انشقاق ماه را دیده‌اند، یقین خواهیم کرد که این عمل از نزد پروردگار تو بوده است و اگر بگویند که چنین انشقاقى را در آن سامان ندیده‌اند. معلوم می‌شود که عمل تو سحر و جادوئى بیش نخواهد بود سپس این آیات نازل شد. (اقْتَرَبَتِ‌ السَّاعَةُ وَ انْشَقَ‌ الْقَمَرُ؛ نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه)، (وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِر؛ و هرگاه نشانه‌‏اى ببینند روى بگردانند و گویند: «سحرى دائم است.»  (إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج‏1، ص411)

در نقل دیگری آمده است پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله در حجر اسماعیل نشسته بود و قریش با هم گفت‌وگو مى‏‌کردند و به یکدیگر مى‌‏گفتند: محمّد ما را عاجز کرده، نمى‏‌دانیم چه کار کنیم؟ بعضى از آنها گفتند: برخیزید برویم از او بخواهیم که علامتى در آسمان به ما نشان دهد؛ زیرا سحر در آسمان اثر نمى‏‌کند. به سوى پیامبر اکرم‏ - صلّى اللَّه علیه و آله- روانه شدند و گفتند: اى محمّد! اگر تو ساحر نیستى، علامتى را در آسمان به ما نشان بده؛ چون ما مى‏‌دانیم که سحر در آسمان اثر نمى‏‌کند. حضرت فرمود: «این ماه شب چهارده را مى‌‏شناسید؟». أَلَسْتُمْ تَرَوْنَ هَذَا الْقَمَرَ فِی تَمَامِهِ لِأَرْبَعَ عَشْرَة

گفتند: بله
حضرت فرمود: «آیا مى‏‌خواهید علامت شما، این ماه باشد؟» قَالَ أَفَتُحِبُّونَ أَنْ تَکُونَ الْآیَةُ مِنْ قِبَلِهِ وَ جِهَتِه‏
گفتند: بله
حضرت با انگشت مبارک به ماه اشاره کرد. ماه دو نیمه شد؛ نیمى در پشت کعبه قرار گرفت و نیمى دیگر در بالاى کوه ابوقبیس و مردم نگاه مى‏‌کردند.

سپس گفتند: ماه را به جاى خود برگردان. حضرت دوباره با دستش به نیمى که در پشت کعبه بود اشاره کرد و با دست دیگرش به نیمى که در کوه ابو قبیس بود، آنها نزدیک هم شدند و به هم چسبیدند و ماه در جاى خود قرار گرفت.

مشرکان گفتند برخیزید، سحر محمّد در آسمان نیز اثر کرد! خداوند متعال درباره شقّ القمر و عکس‌العمل ناشایست قریش، این آیات را نازل کرد: اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِر (الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص142)