مزمور چهل و هفتم
1. برای سالار مغنیان، مزمور بنیقورح
2. ای جمیع امتها دستک زنید، نزد خد.ا به آواز شادی بانک برآورید
3. زیرا خد.اوند متعال و مهیب است، و بر تمامی جهان پادشاه بزرگ
4. قومها را در زیر (دست) ما آرام خواهد ساخت، و طایفهها را در زیر پایهای ما
5. میراث ما را برای ما خواهد برگزید، یعنی جلالت یعقوب را که دوست میدارد سلاه
6. خد.ا به آواز بلند (در نظر بندگان خود) اعتلا یافته است، خد.اوند به آواز کرنا
7. تسبیح بخوانید خد.ا را تسبیح بخوانید، تسبیح بخوانید پادشاه ما را تسبیح بخوانید
8. زیرا خد.ا پادشاه تمامی جهان است، به خردمندی تسبیح بخوانید
9. خد.ا بر امتها سلطنت میکند، خد.ا بر تخت قدس خود نشسته است
10. سروران قومها با قوم خد.ای ابراهیم جمع شدهاند، زیرا که سپرهای جهان از آن خد.است، او بسیار متعال میباشد





مزمور پنجاه و دوم
1. برای سالار مغنیان قصیدة داوید
2. وقتی که دواِگادومی آمد و شائول را خبر داده گفت که داوید به خانة اَخیملِخ رفت
3. ای جبّار چرا از بدی فخر میکنی، رحمت خد.ا همیشه باقی است
4. زبان تو در اندیشه شرارت است مثل تیغ تیزی (است) و حیلهگری میکند
5. بدی را از نیکویی بیشتر دوست میداری، و دروغ را زیادتر از راستگویی سلاه
6. همة سخنان مهلک را دوست میداری، ای زبان حیلهباز
7. خد.ا نیز تو را تا به ابد هلاک خواهد کرد و تو را ربوده از مسکن تو خواهد کَند، و تو را از زمین زندگان ریشهکن خواهد کرد سلاه
8. عادلان این را دیده، خواهند ترسید، و بر او خواهند خندید
9. هان این کسی است که خد.ا را قلعة خویش ننمود بلکه بهکثرت دولت خود توکل کرد، و از بدی خویش خود را زورآور ساخت
10. و اما من مثل زیتون سرسبز در خانة خد.ا هستم، به رحمت خد.ا توکل میدارم تا به ابد
11. او را همیشه حمد خواهم گفت زیرا تو این را کردهای، و انتظار نام تو را خواهم کشید زیرا نزد مقدسان تو نیکوست






مزمور پنجاه و سوم
1. برای سالار مغنیان بر مَحَلَت، قصیده داوید
2. احمق در دل خود میگوید که خد.ایی نیست، فاسد شده شرارت مکروه کردهاند، و نیکوکاری نیست
3. خد.ا از آسمان بر بنیآدم نظر انداخت، تا ببیند که انسان فهیم و طالب خد.ایی هست
4. همة ایشان مرتد شده با هم فاسد گردیدهاند، نیکوکاری حتی یکی هم نیست
5. آیا گناهکاران بیمعرفت هستند، که قوم من را میخورند چنان که نان میخورند، و خد.ا را نمیخوانند
6. آنگاه سخت ترسان شدند جایی که هیچ ترس نبود، زیرا خد.ا استخوانهای محاصره کنندة تو را از هم پاشید، آنها را خجل ساختهای زیرا خد.ا ایشان را رد نموده است
7. کاش که نجات (بنی) اسرائیل از صیون ظاهر میشد، وقتی که خد.ا اسیری قوم خویش را برگردانَد، یعقوب وجد خواهد نمود و (بنی) اسرائیل شادی خواهد کرد







مزمور پنجاه و چهارم
1. برای سالار مغنیان، قصیدة داوید بر نگینوت
2. وقتی که زیفیان نزد شائول آمده گفتند آیا داوید نزد ما خود را پنهان نمیکند
3. ای خد.ا به نام خود من را نجات بده، و به قوت خویش بر من داوری نما
4. ای خد.ا دعای من را بشنو، و سخنان دهان من را گوش بگیر
5. زیرا بیگانگان به ضد من برخاستهاند، و ظالمان قصد جان من دارند، و خد.ا را در مدّنظر خود نگذاشتهاند سلاه
6. اینک خد.ا مددکار من است، خد.اوند از تأییدکنندگان جان من است
7. بدی را بر دشمنان من برخواهد گردانید، به راستی خود ریشة ایشان را بکن
8. قربانیهای تبرّعی نزد تو خواهم گذرانید، و نام تو را ای خد.اوند حمد خواهم گفت زیرا نیکوست
9. چون که من را از جمیع تنگیها خلاصی دادهای، و چشم من بر دشمنانم نگریسته است








مزمور پنجاه و پنجم
1. برای سالار مغنیان، قصیدة داوید بر نگینوت
2. ای خد.ا به دعای من گوش بگیر، و خود را از تضرع من پنهان مکن
3. به من گوش فراگیر و من را مستجاب فرما، زیرا که در تفکر خود متحیرم و ناله میکنم
4. از آواز دشمن و به سبب ظلم شریر، زیرا که ظلم بر من میاندازند و یا خشم بر من جفا میکنند
5. دل من در اندرونم پیچ و تاب میکند، و ترسهای مرگ بر من افتاده است
6. ترس و لرز به من درآمده است، وحشتی هولناک من را در گرفته است
7. و گفتم کاش که من را بالها مثل کبوتر میبود، تا پرواز کرده استراحت می یافتم
8. هر آینه به جای دور میپریدم، و در صحرا مأوا میگزیدم سلاه
9. میشتافتم به سوی پناهگاهی، از باد تند و از طوفان شدید
10. ای خد.اوند آنها را هلاک کن و زبانهایشان را متفرق نما، زیرا که در شهر ظلم و جنگ دیدهام
11. روز و شب بر حصارهایش گردش میکنند، و شرارت و مشقت در میانش میباشد
12. فسادها در میان وی است، و جور و حیله از کوچههایش دور نمیشود
13. زیرا دشمن نبود که من را ملامت میکرد و الّا تحمل میکردم، و خصم من نبود که بر من سربلندی مینمود، و الّا خود را از وی پنهان میساختم
14. بلکه تو ربودی ای مرد نظیر من، ای یار خالص و دوست صدیق من
15. که با یکدیگر مشورت شیرین میکردیم، و به خانة خد.ا در جمع میخرامیدیم
16. مرگ بر ایشان ناگهان فرو آید و زنده بگور فروروند، زیرا شرارت در مسکنهای ایشان و در میان ایشان است
17. و اما من نزد خد.ا فریاد میکنم، و خد.اوند من را نجات خواهد داد
18. شامگاهان و صبح و ظهر شکایت و ناله میکنم، و او آواز من را خواهد شنید
19. جان من را از جنگی که بر من شده بود به سلامتی فدیه داده است، زیرا بسیاری با من مقاومت میکردند
20. خد.ا خواهد شنید و ایشان را جواب خواهد داد، او که از ازل نشسته است سلاه، زیرا که در ایشان تغییر نیست، و از خد.ا نمیترسند
21. دست خود را بر صلحاندیشان خویش دراز کرده، و عهد خویش را شکسته است
22. سخنانش نرم زبانش چرب، لیکن در دلش جنگ است، سخنانش چربتر از روغن لیکن شمشیرهای برهنه است
23. نصیب خود را به خد.اوند بسپار و تو را رزق خواهد داد، او تا به ابد نخواهد گذاشت که مرد عادل لغزش کند
24. و تو ای خد.ا ایشان را به چاه هلاکت فرو خواهی آورد، مردمان خونریز و حیلهساز، روزهای خود را نیمه نخواهند کرد، لیکن من بر تو توکل خواهم داشت




