بند ۱) با دستهای برافراشته در تجلیل از او، آن حامی من، از همه شمایان نخستین حالت الهام را درخواست میکنم. ای مزدا، ای که به واسطه نظم کیهانی تو/ من زندگی میبخشی. ای که به واسطه عمل من و به خاطر آن، به پندار راهنماییکنندهٔ پندار نیک من و نـَفـَسِ روحِ ماده گاو به خوبی گوش فرا میدهی.
بند ۲) من خواستار طواف به دور همه شما هستم. ای مزدا اهوره، با پندار نیکی که نسبت به تو دارم، غنیمت هر دو عالم هستی را به من ارزانی بدار. آن عالمی که استخوان دارد و آن عالمی که پندار است. مطابق با نظم کیهانی، غنیمتهایی که هر کس میتواند به واسطهٔ آنها حامیان خود را در آسایش قرار دهد.
بند ۳) من میخواهم همه شما را و نظم کیهانی را و پندار نیکی که قبلاً چیزی از خود نداشت را و همچنین مزدا اهوره را در تاروپود شاعرانهٔ خود در هم بتنم. فروتنیام برای همه شما افزون خواهد شد (هر دو نظم کیهانی؟) و فرمان ملوکانهٔ شما بیکم و کاست اطاعت خواهد شد. درخواستهای مرا برای حمایت از من اجابت کن!
بند ۴) من که اکنون به نـَفـَسِ روح خود برای سرودم توجه میکنم، با پندار نیکِ خود در همان جایگاه یکسان، و به پاداش اعمالم، شناسنده اهورهمزدا هستم. تا آنجا که بتوانم و توانایی داشته باشم، به همان اندازه خواستار جستجوی دقیق در پی نظم کیهانی هستم.
بند ۵) آیا تو را به واسطهٔ نظم کیهانی خواهم دید؟ نمیدانم. میخواهم دو پندار نیک را بیابم، یکی برای خودم، و یکی به عنوان راهی به سوی اهوره که دارندهٔ بیشترین نیروی زندگیبخشی است. من آمادهٔ گوش فرا دادن به سخنان مزدا هستم. تو که با آن پندار شاعرانهات، بزرگترین هستی. باشد که موجودات اهریمنی را بر اساس طرز سخن گفتنشان تفکیک کنیم!
بند ۶) حال به خاطر پندار نیک من، با پندار نیک خود بیا! حال به خاطر نظم کیهانی من، با نظم کیهانی خود عمر طولانی را به من هدیه بده! با سخنان فراخ تو بود ای مزدا که قدرت و حمایت به زرتشت ارزانی کردی. به ما نیز ای اهوره، حمایتی ارزانی کن که به واسطه آن بر دشمنیهای آن کسی که با ما خصومت دارد، فائق آییم.
بند ۷) حال به خاطر نظم کیهانی من، آن پاداش را اعطا کن: پندار نیک را به من غنیمت بده. تو ای فروتن، ای که به ویشتاسپ جان بخشیدی! اکنون تو به من نیز آنرا دادهای ای مزدا. فرمان بده ای مزدا، که هدایای سخاوتمندانهات به ما داده شود. ما مشتاقیم که در باره آنها از طریق پندار شاعرانهات بشنویم. پندار شاعرانهٔ تو ای مزدا و آنهایی که با تو هستند.
بند ۸) تو ای بهترین، که تمایل به بهترین نظم کیهانی را داری. من بهترینها را میخواهم. تو به عنوان اهوره و من به عنوان برنده اینجا هستم و اکنون از تو میخواهم پاداش را به فْرَشَئوشترَه قهرمان و به من و به همهٔ کسانی که از آنان [قربانی] دریافت میکنی، بدهی. برای تمامی طول عمر توأم با پندار نیکِ آنان.
بند ۹) باشد ای مزدا، که با این درخواستها از تو، همه شما را و نظم کیهانی و پندار تو را خشمیگن نکنیم. ای بهترین، ما که جایگاه خود را که انجام وظیفه در ستایش تو است، یافتهایم. شمایان همگی سریعترین زندگیبخشها هستید و فرمان بر نیروهای زندگی بخش از آن شماست.
بند ۱۰) پس آنانی که تو میدانی پیرو نظم کیهانی و پندار نیک هستند و قوانین برقرار شده بر اساس الگوها را رعایت میکنند، من برای آنان، ای مزدا، ای اهوره، رسیدن به آرزوهایشان را درخواست میکنم. بنابر این من میدانم که تمامی این سرودها برای تو شهرتی سرشار از نیروی زندگیبخشی میآورد. برای همهٔ شمایان که پیروزی و ارابههای اسبدارِ خود را دارید.
بند ۱۱) تو که با یاری این سرودها، مردان را و نظم کیهانی و پندار نیک را برای مدت یک عمر زندگی محافظت میکنی. تو به من بیاموز ای مزدا، ای اهوره، تا مطابق با الهام تو سخن بگویم. با دهان تو، واژگانی که با آنها همیشه آفرینش نخستین در اینجا باشد.
